منتورها و اساتید

اعضای یک تیم چگونه می‌توانند باعث عملکرد بهینه در تیم شوند؟

عملکرد بهینه در تیم

تیم سازی و بهینه سازی عملکرد تیمی، از مهم‌ترین مباحث عرصۀ مدیریت و کارآفرینی هستند. ضرورت بررسی این مفاهیم برای استارتاپ‌ها به قدری است که می‌توان آن را دانشی بنیادی برای راه‌اندازی هرگونه فعالیت در عرصۀ کارآفرینی دانست. البته این مباحث اغلب از چشم مدیران، صاحبان کسب‌و‌کار و کارآفرینان دیده شده است. در این بین کمتر دیده‌ایم که این مولفه‌ها از چشم‌انداز افراد درگیر در کار تیمی یعنی اعضای یک تیم بررسی شود. دیموندلب اما در این مقاله درست از همین زاویۀ متفاوت، به بحث دربارۀ بهینه‌ سازی تیم اقدام کرده است. بر همین اساس در ادامه از رابطۀ انگیزش و بهینه‌سازی و راهکارهای تبدیل‌شدن به هم‌تیمی خوب گفته‌ایم. در ادامه هم نقش تعهد و نظم یک عضو را روی فعالیت کلی یک مجموعه بررسی کرده‌ایم و به این سوال پاسخ داده‌ایم که یک عضو توانا چگونه به بزرگ‌شدن تیم و توسعه خود کمک خواهد کرد.

انگیزش و بهینه سازی چه هستند؟ کار تیمی چگونه با آنها ساخته می‌شود؟

دو مولفۀ اصلی عملکرد بهینه در تیم، انگیزش و بهینه‌سازی است. برای این دو مولفه تعریف‌های بسیار زیادی از جنبه‌هایی متنوع ارائه شده است. همین نشان می‌دهد که این دو مورد چقدر می‌توانند در تعیین سرنوشت یک تیم اثرگذار باشند چون هر بخش آنها در وجهی از کار تیمی جریان دارد. از طرفی این دو برای فهم این‌که یک فرد چگونه باید در تیم حضور داشته باشد هم مهم است. بر همین اساس ما ابتدا بر اساس ویژگی‌های بنیادی هر یک، دو مولفه بالا را تعریف می‌کنیم و بعد از آن به رابطۀ بین انگیزش و بهینه‌سازی خواهیم پرداخت.

انگیزش چیست؟

چه چیزی علت اقدام انسان به انجام یک عمل و عملکرد بهینه در تیم می‌شود؟ چرا انسان نسبت به بعضی از کارها علاقۀ بیشتری نشان می‌دهد؟ و چه چیز باعث می‌شود یک تیم تشکیل شود، پابرجا بماند و توسعه پیدا کند؟ پاسخ به این سوال‌ها را باید در مفهوم «انگیزش» پیدا کرد. اینجا قرار است این مفهوم را بر اساس ویژگی‌های اصلی‌اش تعریف کنیم:

      • نیرو: انگیزش، نیروست؛ به عبارت دقیق‌تر، انگیزش مجموعه‌ای از نیروهاست که باعث می‌شوند فرد به شکل معینی فکر کند، تصمیم بگیرد و به اجرای کارهایش اقدام کند.
      • فرآیند: انگیزش، فرآیند است؛ در واقع انگیزش، فرآیند به پیش راندن و پشتیبانی از رفتار هدف‌مند است. این فرآیند، عامل تعیین‌کنندۀ میزان، راستا، ثبات و کوشش فرد برای رسیدن به هدف است.
      • هدایت:انگیزش، هدایت است؛ هدایت و تداوم رفتار به سمت هدف با انگیزش ممکن می‌شود. در واقع انگیزش به‌عنوان یک حالت درونی، عامل جهت‌دهنده و محرک عمل‌های انساناست.
      • ترکیب احساس و شناخت: انگیزشْ تقاطع حس و فکر است. بر این اساس انگیزش هم از جنبۀ شناختی و هم از جنبۀ روان‌شناختی و هیجانی جایگاه دارد.

حالا سوال این است که آیا انگیزش همان انگیزه است؟ خیر! انگیزش یک حالت کلی است که در جایگاه علت کلیِ تولیدگر رفتار عمل می‌کند اما انگیزه علت جزئی یا اختصاصی یک رفتار معین است. انگیزش به دلیل همین کلیتش است که به‌عنوان فرآیند معرفی می‌شود اما انگیزه لزوما یک فرآیند را طی نمی‌کند.

بهینه سازی چیست؟

وقتی از بهینه‌ سازی تیم حرف می‌زنیم از چه حرف می‌زنیم؟ توجه به معنای واژه‌ها همیشه می‌تواند یک راهنمای خوب باشد: «گزیده و انتخاب‌شده»، «گزیده‌ترین و بهترین چیز»، «بهترین»؛ این کلمات در توصیف معنای واژۀ «بهینه» آمده است. دربارۀ کلمه «بهینه‌سازی» هم معناهای زیر ارائه می‌شوند: «بهبود‌ بخشیدن، به کمال مطلوب رساندن، کم‌هزینه نمودن».نظریۀ بهینه‌سازی در واقع حول همین معناها شکل گرفته است؛ بهبودبخشی، به کمال‌رساندن تا حد ممکن و استفاده از کمترین‌ها برای دستیابی به بیشترین‌ها، از ابعاد گوناگون این نظریه هستند. با این مقدمه به بررسی ویژگی‌های این مفهوم مهم می‌رسیم:

      • بهبودی: بهینه‌سازی به دنبال بهبود عملکرد در رسیدن به یک نقطه یامجموعه‌ای از نقاط بهینه است.
      • کیفیت: بهینه‌سازی نه فقط دربارۀ مسائل کمی بلکه دربارۀ مسائل کیفی هم مصداق دارد. برای مثال در تیم‌سازی، این مفهوم برای کیفیت‌دهی به عملکرد کلی تیم معنا دارد. رسیدن به بهترین کیفیت هم می‌شود هدف بهینه‌سازی.
      • فرآیند: درست است که در بهینه‌سازی باید به نقطۀ بهینه رسید اما فرآیند این حرکت و جایی که باید از آن حرکت را آغاز کرد، تعیین‌کنندۀ چگونگی رسیدن به مقصد است.

این سه مورد را می‌شود از خصوصیات بنیادی بهینه‌سازی تیم دانست. به علاوه پاسخ عملی به مسئلۀ هم یکی دیگر از مواردی است که در مورد این مفهوم نقش‌آفرینی می‌کند. پاسخ عملی نهایی می‌تواند باعث آزمون و خطا، تغییر راه و همین‌طور تنظیم و بازتنظیم فرض‌ها شود و کل فرآیند پیداکردن پاسخ بهینه را تحت تاثیر قرار دهد.

ارتباط انگیزش و بهینه سازی در کار تیمی چیست؟

حالا سوال این است که انگیزش و بهینه‌سازی تیم چه ارتباطی با همدیگر دارند؟ اگر تعریف‌های بالا را در نظر بگیریم باید ارتباط این دو را در عبارت زیر صورت‌بندی کنیم:

انگیزش به‌عنوان فرآیند و نیروی به پیش راندن رفتار هدفمند گره می‌خوردبا بهینه‌سازی به‌عنوان بهبود عملکرد در رسیدن به نقاط بهینه.

در واقع انگیزش زمانی می‌تواند به عملکرد بهینه در تیم کمک کند که فرد بتواند رفتارهای هدفمندش را در راستای بهترین نوع عملکرد تیم به کار بگیرد. شاید بگوییم با این وصف «ممکن است فرد فدای تیم شود» اینطور نیست! چون فرد با این کار می‌تواند علاوه بر رشد و توسعۀ فردی خود، ارتباطات تیمی‌اش را غنی و اهمیت جایگاهش را در شبکۀ تیم تثبیت کند. از طرفی همکاری تیمی، انگیزۀ فرد را معنادار خواهد کرد. وابستگی دیگران برای پیش‌برد کارها به او، به رفتارهایش اهمیت و ضرورت خواهد بخشید و اینجاست که می‌تواند در بهینه‌سازی ِ توزیع ِ کارها در سطح شبکۀ تیم هم سهیم باشد.

هم تیمی خوب کیست؟ او چگونه باعث بهینه سازی تیم و پویایی آن می‌شود؟

در تیم سازی هیچ چیز مهم‌تر از جمع‌آوری و خلق هم‌تیمی خوب نیست. تبدیل شدن به یک هم‌تیمی خوب البته راه‌و‌رسمی دارد که برای بعضی از افراد اصول و آیین همکاری را می‌سازد. راهکارهای موثر این راه موارد زیر هستند:

  1. احترام به جایگاه افراد:این کار باعث می‌شود افراد دیگر از سمت شما حس آرامش دریافت کنند. این احترام اعتمادسازی بین تمام اعضارا باعث خواهد شد.
  2. همکاری و تعامل: همکاری به‌معنای انجام کار دیگران نیست. همکاری باعث تحقق اهداف تیمی و فراهم‌سازی شرایط برای کار بهینۀ تمام اعضای گروه است. تعامل با اعضا هم به معنای اشتراک‌گذاری تجربه‌ها و توانایی‌های فردی در راستای بهینه‌سازی عملکرد تیمی است.
  3. انعطاف‌پذیری:دوری از خشک‌اندیشی، دیدن کار خود از جایگاه دیگران، انتقادپذیری و نگاه سنجش‌گرانه به خود مواد لازم برای تبدیل‌شدن به یک هم‌تیمی خوب هستند.
  4. ارتباطات هدفمند:تنظیم ارتباطات و کیفیت‌دهی به آنها میان همکارانْ باعث جلوگیری از فرسودگی فعالیت اعضای تیم می‌شود. کسب مهارت‌های روابط اجتماعی توسط هم‌تیمی‌ها هم به رشد خودشان کمک می‌کند و هم مجموعه را پویا نگه می‌دارد.
  5. ارتقادهی و توانمندسازی همکاران:هم‌تیمی خوب دانش و توانایی‌اش را دریغ نمی‌کند بلکه با شوقِ ارتقا و توانمندسازی کل اعضای تیم، آن را به اشتراک می‌گذارد.
  6. مسئولیت‌پذیری:با مسئولیت‌پذیری می‌توان بذر اتحاد و اعتماد را کاشت. پذیرش مسئولیتِ جایگاه و وظایف خود می‌تواند باعث ایجاد بلوغ اخلاقی اعضا باشد.
  7. نظم: با نظم یک فرد در تیم، می‌توان به نظم کل تیم رسید چون اعضا نسبت به همان یک نفر احساس مسئولیت خواهند کرد. نظمْ اعتماد و باور به اهداف را هم برای سایر هم‌تیمی‌ها در پی دارد.
  8. توسعه فردی: رشد یک هم‌تیمی باعث رشد سایرین خواهد شد. وقتی یک عضو خودش را توسعه دهد، نیاز به ارتقای همگانی در کل مجموعه حس خواهد شد.
  9. پیگیری مداوم:وفاداری به تلاش‌های خود، ارزش قائل‌شدن برای تلاش دیگران و باور به اهداف تیم، باعث پبگیری مداوم می‌شود.
  10. استقلال فکری:اتحاد تیمی به‌معنای حل‌کردن خود نیست. استقلال فکری، صراحت کلام و داشتن یک سبک مشخص رفتاری می‌تواند باعث تنوع و پویایی تیم شود.

بهینه‌سازی تیم خیلی وابسته است به وجود هم‌تیمی‌های خوب. این مورد درباره تیم استارتاپی بیشتر از سایر تیم‌ها صدق می‌کند، چون افراد در این تیم‌ها سرمایۀ اجتماعی مجموعه هستند.

اعضای تیم چگونه می‌توانند به منابع توسعه تیم تبدیل شوند؟

در تیم‌ سازی، بزرگ‌شدن تیم زمانی ممکن می‌شود که با پیشرفت مجموعه، تک‌تک اعضا هم پیشرفت کنند و بالعکس. یعنی چه؟ یعنی وقتی شما به بهترین شکل کارتان را انجام می‌دهید و در فرآیند کار رشد می‌کنید، بعد از مدتی ظرفیت‌های جدید برای مجموعه خلق خواهید کرد. خلق ظرفیت یعنی نیاز به توسعه و این نیاز حضور دیگر افراد و بخش‌ها را لازم می‌کند. با این وصف عملکرد بهینۀ تیم با رشد افراد همبستگی دارد. اینجاست که اهمیت داشتن روحیۀ جمعی واضح می‌شود چون بزرگ‌شدن تیم در واقع به معنای تحقق اهداف جمعی و توسعه و پیشرفت کل مجموعه است.

تاثیر تعهد فردی بر ارزش‌افزایی و اخلاق‌مداری در کار تیمی

بهینه‌سازی تیم به وفاداری اعضای آن به یکدیگر و ارزش‌هایی وابسته است که تیم را ساخته‌اند. تعهد زمانی شکل می‌گیرد و پابرجا می‌ماند که اعضا فراتر از سودهای شخصی و حتی جمعی، احساس کنند در حال خلق ارزش برای یکدیگرند. عملکرد متعهدانه، آرامش خاطر ایجاد می‌کند و آرامش هم می‌تواند باعث تمرکز حداکثری روی فعالیت‌های هر بخش شود. عملکرد متعهدانۀ شما به‌عنوان یک فرد باعث تجهیز و توانایی کل گروه خواهد شد چون می‌دانید که از موقعیت‌های تنش‌زا عبور خواهید کرد. تعهد باعث ایجاد فضایی اخلاق‌مدار نیز می‌شود و اینجاست که دیگر مبنای رفتارها را ترس‌ها نمی‌سازند. در همین نقطه است که شما می‌توانید با تعهدتان، پرورش ارزش‌های جمعی و انسانی را تجربه کنید و از خلق آن لذت ببرید.

دقت فردی چگونه باعث بهینه‌ سازی عملکرد تیمی می‌شود؟

بهینه‌ سازی تیم وابسته است به دقتی همزمان جزء‌گرا و کل‌گرا.این یعنی یک فرد باید در کار خودش دقیق باشد و جزئیات وظایفش را بفهمد و اجرا کند. اما این کافی نیست! چون شما باید جایگاه خود و تاثیر آن بر دیگر اعضا و کل فرآیند را هم بشناسید. اینجا دقت یک شرایط کل‌گرا پیدا می‌کند چون اثر فعالیت فردی را روی کل مجموعه ارزیابی می‌کند. پس برای تبدیل‌شدن به یک فرد دقیق در تیم نیاز دارید که همواره اهداف را مرور کنید، پتانسیل‌های تحقق آن را بسنجید، اثرگذاری کردار خود را روی آنها در نظر بگیرید و بفهمید که بهینه‌ترین شکل حضور و ارتباط شما با دیگران به چه شیوه‌ای ممکن است.

با هم‌افزایی همزمان توسعه فردی و بهینه‌سازی تیمی را عملی کنیم

عملکرد بهینه در تیم، وابسته است به مشارکت. مشارکت هم یک کار دائمی است. این کار دائمی باید پویا و خلاقانه شکل بگیرد. برای تحقق این هدف هم نیاز داریم که به خلق ارزش اقدام کنیم. انسان وقتی در یک تیم احساس ارزشمندی داشته باشد، منفعت عمومی پایدار را به منافع شخصی زودگذر ترجیح می‌دهد. ما به عنوان یک فرد باید تلاشمان را در جهت هم‌افزایی به کار گیریم. در واقع هر یک از اعضای تیم یک ظرفیت انسانی از انواع توانایی‌ها هستند که اگر در کنار یکدیگر قرار گیرند، ظرفیت‌های نوینی خلق می‌کنند. با این رویکرد هم تیم همیشه توسعه پیدا می‌کند و هم رشد فردی اعضا کمال پیدا خواهد کرد و اینجاست که بهینه‌سازی تیم عملی می‌شود.

دیدگاهتان را بنویسید