زمان مطالعه: 11 دقیقه

sourcelogo
مفهوم OKR چیست و چه کاربردی دارد؟

OKR مخفف کلمات، اهداف (Objectives) و نتایج کلیدی (Key Results) است. OKR در واقع یک روش مدیریت هدف برای شرکت‌های بلند پرواز و با رشد بالا است.
OKRها در ابتدا عمدتا توسط شرکت‌هایی با تکنولوژی پیشرفته مورد استفاده قرار می‌گرفتند اما اخیرا در بین همه کسب‌وکارها محبوبیت پیدا کرده‌اند. شرکت‌های فعالی از جمله گوگل، اینتل، لینکدین، آمازون، توییتر، اوبر، موزیلا، اسپاتیفای، دراپ باکس برخی از شرکت‌های پیشرو در استفاده از OKR هستند.
می‌توان گفت مفهوم OKR در دهه 1970 برای اولین بار در اینتل مطرح و اجرا شد. جان دوئر که در آن زمان یکی از نیروهای فروش اینتل بود از OKR استفاده کرد و بعدها مفهوم OKR را به گوگل هم معرفی کرد و در نهایت این گوگل بود که باعث محبوبیت OKR‌ها شد چون موفقیت‌های خود را بیشتر به OKR نسبت داد و به زودی سایر شرکت‌های سیلیکون‌ولی مانند لینکدین هم به استفاده از OKR روی آوردند.

نکات مهم هنگام در نظر گرفتن OKR

OKR یکی از ساده‌ترین روش‌های مدیریت هدف است. در این روش لازم نیست ایده‌ها و قوانین خاصی به تیم و اعضای تیم یک سازمان آموزش داده شود.

OKR از سه جز تشکیل شده است:

    • هدف: می‌خواهیم به چه چیزی برسیم.
    • نتایج کلیدی: چگونه بدانیم که به هدف رسیده‌ایم.
    • وظایف: در مورد دستیابی به هدف چه کاری باید انجام دهیم.

در تعریف مفهوم OKR ، چشم انداز و ماموریت شرکت را فراموش نکنید

چیزی که سازمان‌ها معمولا هنگام شروع کار و آشنایی با مفهوم OKR فراموش می‌کنند، بیان صریح ماموریت و چشم‌انداز شرکت است. اساسا اجرای یک برنامه OKR موفق بدون این دو امکان‌پذیر نیست.

محدودیت زمان برای OKRها در نظر بگیرید

یکی از نکات مهمی که در مفهوم OKR نهفته است، محدود بودن زمان آن است. به طور معمول، شرکت‌ها برنامه‌ریزی‌هایی می‌کنند که همه افراد سازمان از آن پیروی کنند. بهتر است برای هر هدف یک بازه زمانی سه ماهه در نظر گرفته شود. علاوه بر این، حتی می‌توانید اهداف سالانه هم برای شرکت تعیین کنید.

برخی از شرکت‌های کوچک یا استارتاپ‌ها هم گاهی زمان خیلی کمتر را انتخاب می‌کنند مثلا برای هر هدف زمانی بین 4 تا 8 هفته می‌گذارند. نکته مهم محدود داشتن زمان است کوتاهی یا بلندی زمان نیست.

برای بررسی OKRها جلسه در نظر بگیرید

یکی از مهمترین روش‌های بررسی OKR داشتن جلسات منظم برای بررسی است که در آن پیشرفت مورد بحث قرار می‌گیرد. این جلسات، کوتاه‌مدت هستند و به طور معمول هر هفته یا یک هفته درمیان برگزار می‌شوند.

هر تیم باید جمع شود و درباره پیشرفت و همچنین اولویت‌های هفته آینده خود بحث کنند. سازمان‌هایی که موفق به ایجاد جلسات منظم برای بررسی آنچه گذشت نمی‌شوند، تقریبا هرگز OKR موفقی را تجربه نمی‌کنند..

فواید  OKRو دلایل اهمیت OKR چیست؟

اکثر شرکت‌ها هنگام استفاده از OKR به مزایایی که در مورد مفهوم OKR شنیده‌اند تمرکز می‌کنند. می‌توان گفت OKR، چهار مزیت دارد که اکثر آنها اگر نگوییم همه کسب‌وکارها پس از تصویب موفقیت‌آمیز فرآیند OKR شاهد آنها خواهند بود.

تمرکز را بالا می‌برد

مفهوم OKR به گونه‌ای است که برای همه افراد سازمان باید تنها 2-3 هدف را انتخاب کرد که برای مدت سه ماه روی آنها تمرکز کنند. این محدودیت ساده همه را مجبور می‌کند تا روی مهمترین اهداف تمرکز کنند.

هم‌ترازی و هم‌پوشانی را مشخص می‌کند

با رشد شرکت‌ها و پیوستن افراد جدید، اطمینان از اینکه همه در یک مسیر قرار گرفته‌اند، چالش برانگیزتر می‌شود. کارمندان اغلب از ماموریت، چشم انداز یا حتی اهداف فعلی شرکت چیز کاملی نمی‌دانند که این موضعئ اغلب منجر به هدر رفتن تلاش و منابع می‌شود.

OKR ها با ارائه یک چارچوب ساده به همه این امکان را می‌دهد تا جهت و اهداف دنبال شده را بدانند و مسئله را حل کنند. هر کارمندی که مجهز به این اطلاعات باشد، قادر است از وقت و منابع خود به بهترین شکل استفاده کند.

باعث افزایش مشارکت کارمندان می‌شود

دلایل مختلفی وجود دارد که باعث می‌شود OKR، مشارکت کارمندان را افزایش دهد. از جمله این که به هدفمند بودن کارمندان کمک می‌کند.

به درک بهتر هدف و اهداف کمک می‌کند

ماهیت کمی نتایج کلیدی، موفقیت و همچنین شکست را بی‌طرفانه می‌کند. به طور معمول، کارمندان در تعیین اهدافی مشارکت دارند که هم به آنها قدرت می‌بخشد و هم احساس مسئولیت‌پذیری را القا می‌کند.

شفافیت کار را افزایش می‌دهد

از آنجا که OKR برای همه افراد شرکت عمومی است، شفافیت کار را برایشان بیشتر می‌کند و این شفافیت یک مزیت است.

70 درصد همان 100 درصد جدید است

بسیاری از ما در محیطی پرورش یافته‌ایم که کسب نتیجه 100 درصد بهترین نتیجه محسوب می‌شود. اما OKRها اغلب تغییر ذهنیت ایجاد می‌کنند چون مردم را ترغیب می‌کند اهداف بلند پروازانه‌ای را تعیین کنند که دستیابی به آنها تقریبا غیرممکن است و موفقیت 70 درصدی به عنوان بهینه‌ترین نتیجه تلقی می‌شود.

اصطلاح کیسه شن برای افراد و تیم‌هایی که به طور مداوم نتیجه 100 درصدی در OKR خود به دست می‌آورند استفاده می‌شود. این یک اصطلاح منفی است چون نشان می‌دهد که هدف به اندازه کافی بلندپروازانه نبوده است، بلکه بیشتر به گونه‌ای طراحی شده بوده که حتما نتیجه کامل حاصل شود. یکی از فلسفه‌های اساسی OKR جستجوی راه‌هایی برای شکستن وضع موجود و تلاش برای ارائه نتایج استثنایی است.

تفاوت kpi وokr چیست؟

مقایسه OKR و KPI موضوعی داغ است که در جلسات مدیریت عملکرد زیاد از آن صحبت می‌شود، اگرچه ممکن است این دو روش مدیریت پروژه همپوشانی وجود داشته باشد اما در اصل این دو مفهوم بسیار متفاوت هستند.

مخفف شاخص عملکرد کلیدی یا همان  KPIبرای ارزیابی عملکرد یک سازمان، فرد، برنامه، پروژه و غیره در یک زمان مشخص استفاده می‌شود. شاخص‌های انتخاب شده برای KPI معمولا باید به:

با اهداف استراتژیک شرکت پیوند داشته باشند.

نشان دهد که منابع صرف چه می‌شود.

و KPIها بهتر است قابل اندازه‌گیری باشند.

اما OKR یک چارچوب استراتژیک است، در حالی که KPI اندازه‌گیری‌هایی است که در یک چارچوب وجود دارد.

هدف گذاری در okr به چه معناست؟

در عمل، OKR به دلیل هدف گذاری بسیار بلند پروازانه با سایر تکنیک‌های تعیین هدف متفاوت است. هنگامی که از این طریق استفاده می‌شود، OKR ها می‌توانند تیم ها را بر روی شرط‌بندی‌های بزرگ متمرکز کنند و بیش از آنچه تیم فکر می‌کرد، به موفقیت برسند، حتی اگر به طور کامل به هدف اعلام شده نرسند.

OKRها می‌توانند به تیم‌ها و افراد کمک کنند تا از منطقه امن خود خارج شوند، کار را در اولویت قرار دهند و هم از موفقیت و هم از شکست درس بگیرند.

هنگام تعیین اهداف، گوگل اغلب با OKR های سازمانی شروع می‌کند و اولویت‌ها را با استفاده از سه تا پنج هدف با حدود سه نتیجه اصلی برای هر هدف تراز می‌کند.

نکاتی برای هدف گذاری در OKR:

  • فقط سه تا پنج هدف را انتخاب کنید، اهداف بیش از این می‌تواند منجر به تلاش بیش از حد طولانی تیم و در نهایت خستگی و به نتیجه نرسیدن OKR شود.
  • از اصطلاحات ملموس، عینی و بدون ابهام در هدف گذاری خود استفاده کنید. برای یک ناظر باید بدیهی باشد که آیا هدفی محقق شده است یا خیر. تحقیقات نشان می‌دهد اهداف خاص‌تر می‌توانند منجر به عملکرد بالاتر و دستیابی به اهداف شوند.

چه شرکت‌های استارتاپی از OKR استفاده می‌کنند

برای اینکه OKR ها در یک استارتاپ کار کنند باید با بهترین روش‌های موجود به ویژه فرآیندهای چابک و توسعه مشتری مطابقت داشته باشند.

نکته کلیدی در اجرای موفقیت آمیز OKRها این است که آنها را به عنوان یک فرایند چابک در نظر بگیرید.

در حالی که برخی ادعا می‌كنند كه OKRها با چابك بودن در تضاد هستند اما وقتی OKRها به خوبی اجرا می‌شوند، می‌توانند با شفاف‌سازی نحوه اندازه گیری موفقیت، فرآیندهای چابك را در سازمان موثرتر كنند. بنابراین کلیه شرکت‌های استارتاپی با توجه به این که فرهنگ و فرایند چابک در آنها در جریان است می‌توانند از OKR استفاده کنند.

نحوه پیاده سازی OKR در استارتاپ چگونه است؟

OKRها صرف نظر از اندازه شرکت، ضرورتا برای هر سازمانی کلید موفقیت نیست. برای اینکه OKRها واقعا در شرکت تغییری ایجاد کنند، باید رویکردی سازمان یافته داشته باشید. برای همین باید حتما یک برنامه تعریف کرده، آن را پیگیری کنید و از این که همه اعضای تیم در فرایند کار تیمی برای پیاده سازی OKR و اجرای آن هم پیمان هستند مطمئن شوید.

برای پیاده سازی OKR در استارتاپ خود موارد زیر را در نظر بگیرید:

برنامه‌ای تنظیم کنید و آن را به اعضای تیم توضیح دهید

اگر به فکر استفاده از OKR هستید، اولین کاری که باید انجام دهید این است که مطمئن شوید همه اعضای تیم شما می‌دانند OKR چیست، چرا مهم است و از آن چه انتظاری می‌رود.

در حالت ایده آل بهتر است که برنامه خود را به صورت با کارمندان خود به اشتراک بگذارید. نکات زیر را هم حتما در برنامه‌ریزی خود لحاظ کنید:

یک جدول زمانی برای OKR خود ایجاد کنید

بسیاری از سازمان‌ها تصمیم می‌گیرند OKR ها را در سه ماهه اول سال تنظیم کنند.

یک نمودار جریان OKR بسازید

با یک نمودار یا تصویر کل فرایند را برای کارمندان‌تان ترسیم کنید.

مراحل  پیاده سازی OKR چیست؟

مرحله 1: معرفی مفهوم OKR ها

در تیم خود یک جلسه مقدماتی ترتیب دهید که در آن درباره چارچوب OKR بحث کنید و به همه اجازه دهید سوالات خود را بپرسند. برای اینکه تیم شما OKRها را به درستی پیاده کنند، ابتدا باید واقعا بفهمند که هدف شما از هر OKR چیست.

مرحله 2: ایجاد دو قسمت از OKR ها

هدف هر OKR تعریف دقیق چگونگی دستیابی به هدف یا اهدافی است که از طریق اقدامات مشخص، خاص و قابل اندازه‌گیری باید انجام شود. هدف شما به این سوال پاسخ می‌دهد که «کجا می‌خواهیم برویم؟» نتیجه اصلی شما به این سوال پاسخ می‌دهد که «چگونه می‌خواهیم به آنجا برویم؟»

بنابراین برای هر OKR باید دو قسمت هدف اصلی و نتایج آن را مشخص کنید. شما باید یک هدف اصلی ایجاد کنید و برای آن بین 3 تا 5 نتیجه اصلی که با آن همسو باشد در نظر بگیرید.

مرحله 3: بررسی OKR ها

OKR را با برنامه‌ریزی مثلا هر هفته یا هر دو هفته بررسی کنید تا در صورت لزوم بتوانید در آن تغییراتی اعمال کنید.

مرحله 4: درجه بندی OKR ها

OKR های خود را درجه بندی کنید چه بر حسب اولولیت زمانی چه برحسب اولویت‌های دیگر و با توجه به آن درجه بندی به جلو پیش بروید.

مرحله 5: با تیم خود به عقب نگاه کنید

گذراندن اولین چرخه OKR با تیم یا سازمان بسیار مهم است. از آنچه هر شخص روی آن کار کرده است و اینکه آیا به آنچه که در نظر داشته، دست پیدا کرده یا نه از او سوال بپرسید. همچنین با دیدن نمونه‌های OKR همه افراد و امتیازدهی به آنها به کارمندان خود دید بهتری برای درک اهمیت OKR بدهید.

مثال‌ها و نمونه‌های واقعی OKR

بهترین راه برای درک OKRها، بررسی نمونه KPR های انجام شده است.

مثال‌های OKR برای مدیران بازاریابی محتوا

هدف: ایجاد محتوا برای حمایت از عرضه محصول جدید برای افزایش دسترسی

نتایج کلیدی:

  • استراتژی محتوا تدوین کنید
  • 12 پست در وبلاگ بنویسید
  • بروشور محصول جدید را آماده کنید

هدف: بهبود کیفیت محتوای وبلاگ برای ایجاد تعامل بیشتر

نتایج کلیدی:

  • 1500 مشترک وبلاگ جدید به دست آورید
  • افزایش میانگین زمان کاربر در صفحه تا 5 دقیقه
  • اشتراک مطالب را از 200 به 500 افزایش دهید
  • مقاله نوشته برای تاثیرگذاری بر صنعت در سایت‌های خبری منتشر کنید

هدف: بهینه‌سازی وبلاگ برای بهبود رتبه‌بندی در کلمات کلیدی خاص

نتایج کلیدی:

  • اطمینان حاصل کنید که وب سایت در صفحه یک در SERPs Google نشان داده شده است
  • بازدید جستجوی ارگانیک را از 5000 به 7،500 بازدیدکننده افزایش دهید
  • 28 بک لینک ورودی از سایر سایت‌های بگیرید
  • 8 پست وبلاگ جدید طولانی ارسال کنید که روی کلمات کلیدی دم بلند متمرکز باشند

هدف: فالوورهای شبکه‌های اجتماعی را از 50 هزار به 75 هزار افزایش دهید

نتایج کلیدی:

  • تعداد پست‌ها را از 3 روز در هفته به 5 روز در هفته افزایش دهید

پست‌های ویدیویی را از یک پست در هفته به 3 پست در هفته افزایش دهید

مطالعات نشان داده است که تعهد به هدف می‌تواند به بهبود عملکرد کارکنان کمک کند. اما به طور خاص‌تر، تحقیقات نشان داده که تعیین اهداف چالش برانگیز و خاص می‌تواند مشارکت کارکنان را در دستیابی به آن اهداف بیشتر کند. گوگل از جمله شرکت‌های پیشروست که اغلب برای تعیین اهداف بلندپروازانه و پیگیری پیشرفت مجموعه در آن از «اهداف و نتایج کلیدی یا همان مفهوم OKR» استفاده می‌کند.

درسنامه بعدی درسنامه قبلی

دیدگاهتان را بنویسید