زمان مطالعه: 9 دقیقه

sourcelogo
خودشناسی در توسعه فردی

بیت معروفی در ادبیات کلاسیک ایران هست که می‌گوید «آب در کوزه و ما تشنه‌لبان می‌گردیم/یار در خانه و ما گرد جهان می‌گردیم». این بیت که مصرع اول آن به ضرب‌المثل تبدیل شده است، به این اشاره دارد که فرد برای پیدا کردن چیزی که می‌خواهد پیچیده‌ترین و دور از ذهن‌ترین جاها را جستجو می‌کند و از ساده‌ترین جاها غافل است. بسیاری از افراد در هنگام انتخاب شغل به ده‌ها منبع مراجعه کرده و با افراد زیادی مشورت می‌کنند؛ غافل از آن که همه‌چیز همان نزدیکی‌ها (در وجود خودشان) است. خودشناسی در کارآفرینی یعنی شناخت دقیق استعدادها، باورها و ترجیحات. برای رسیدن به یک آینده شغلی خوب بهتر است ابتدا خود را بشناسیم و سپس به سراغ منابع خارجی برویم.در ادامه همراه باشید تا درباره خودشناسی در شغل بیشتر به شما بگوییم.

خودشناسی چیست؟

خودشناسی نتیجه بالا رفتن خودآگاهی است. خودشناسی را می‌توان اینگونه تعریف کرد:

«رسیدن به یک ادراک واضح و دقیق از چیستی و کیستی خود. ادراکی که شامل شناخت قدرت‌ها، ظرفیت‌ها، شخصیت، احساسات و شیوه انگیزش می‌شود»

خودشناسی نقطه شروع توسعه فردی است. در واقع ما اول باید داشته‌های خود را بشناسیم تا بتوانیم آن‌ها را بیشتر و گسترده‌تر کنیم. خودشناسی شبیه آینه‌ای است که ما به‌جای ظاهر، باطنمان را در آن مشاهده می‌کنیم. بالا رفتن خودآگاهی برابر است با تمیزتر شدن این آینه و واضح‌تر شدن تصویر. سه سوال کلیدی برای شروع فرآیند خودشناسی عبارت است از :

  • من چه کسی هستم؟ (Who am I?)
  • من چه شباهت‌ها و تفاوت‌هایی با دیگران دارم؟ (How am I like others? How am I different?)
  • چه چیزی من را خاص می‌کند؟ (How am I special)

چرا خودشناسی اهمیت دارد؟

نتخاب شغل یعنی اجازه دادن به خودتان برای تبدیل شدن به چیزی که هستید و مبارزه با نیروهای رقیب در این راه

هاوارد فیگلر – نویسنده مشهور و مشاور شغلی

خودشناسی در انتخاب شغل چیست و چه اهمیتی دارد؟

بهترین انتخاب‌های شغلی از خودشناسی آغاز می‌شوند. شناختن استعدادها، ظرفیت‌ها و ترجیحات رفتاری به شما کمک می‌کند تا متناسب‌ترین شغل را با شخصیت خود انتخاب کنید و در نتیجه آن را با انگیزه، علاقه و لذت انجام دهید. بسیاری از افراد به این نکته توجه نمی‌کنند و مبنای انتخاب خود را مواردی مثل درآمد یا قضاوت جامعه در مورد جایگاه شغلی قرار می‌دهند. این افراد اکثرا پس از مدتی انگیزه‌های خود را از دست داده و تبدیل به یک ربات با ساعت کاری 9 تا 6 می‌شوند.

تناسب شغل با شخصیت چه آثاری در کارایی دارد؟

از شما می‌خواهیم یک لحظه فعالیت مورد علاقه خود را تصور کنید. این فعالیت ممکن است حل مسائل ریاضی، نظم و ترتیب دادن به پوشه‌ها یا نقاشی کشیدن باشد. نکته مهم اینجا است که شما در حین انجام آن گذر زمان را حس نمی‌کنید و همیشه برای بهتر انجام دادنش انگیزه دارید. زمانی که کار فرد با شخصیت و استعدادهایش همسو باشد، همین اتفاق می‌افتد. یعنی سختی‌های کار تبدیل به چالش‌هایی برای رسیدن به مراتب بالاتر می‌شوند و رقابت با دیگران شیرین‌تر خواهد بود.

ما نمی‌توانیم با لیونل مسی در فوتبال رقابت کنیم، چون به‌اندازه او با استعداد نیستیم. هرکسی می‌تواند در زمینه کاری خود لیونل مسی باشد اگر آن را با توجه به خودشناسی انتخاب کند. به‌عبارت دیگر استعداد داشتن در یک زمینه، شما را به یک مزیت رقابتی مجهز می‌کند و دیگرانی که آن استعداد خاص را ندارند، برای رسیدن به نتایج مشابه شما نیاز به تلاشی چند برابر خواهند داشت. دوباره کار مورد علاقه خود را در نظر بگیرید. یادگیری این کار برای شما به‌احتمال‌زیاد خیلی ساده‌تر از دیگر کارها بوده است. در واقع فرد بااستعداد، فقط با تجربه کردن می‌تواند چیزهایی را بیاموزد که دیگران برای یادگیری آن به ساعت‌ها مطالعه و تمرین نیاز دارند.

خودشناسی چه تاثیری روی کارآفرینان دارد؟

بعضی از افراد به‌دنبال پیدا کردن شغل نیستند، بلکه می‌خواهند شغل ایجاد کنند. به این افراد کارآفرین گفته می‌شود. سوال اینجا است که آیا هرکسی با هر شخصیتی می‌تواند کارآفرین باشد؟ جواب خیر است! فرد باید قبل از همه‌چیز خود را بشناسد تا به خودشناسی در کارآفرینی دست پیدا کند. کارآفرین باید کسب‌وکاری را که درست مثل یک نوزاد است رهبری کند. او باید قدرت جذب افراد و هدایت و انگیزش آن‌ها را در خود داشته باشد. علاوه‌براین‌ها باید بتواند خود را نقد کند، چرا که یک کارآفرین بالاترین مقام کسب‌وکار خود است و به کسی گزارش نمی‌دهد. زیردستان هم معمولا از ارائه بازخورد صادقانه می‌ترسند و این یعنی خودکنترلی و توانایی نقد خود استعدادهای حیاتی برای کارآفرین به‌حساب می‌آیند.

سوال بعدی اینجا است که رسیدن به یک خودشناسی عمیق چه تاثیری در عملکرد کارآفرین خواهد گذاشت؟ از جمله این تاثیرات می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

  • خودشناسی در کارآفرینی باعث بالا رفتن اعتمادبه‌نفس می‌شود. هیچ‌کس برای رهبری دیگران از کسی که اعتمادبه‌نفس بالایی دارد برازنده‌تر نیست. چرا که افراد راحت‌تر می‌توانند کسی که به خود باور دارد را به‌عنوان رهبر خود بپذیرند.
  • هر چه خود را بهتر بشناسید، شناخت انسان‌های دیگر برای شما راحت‌تر خواهد شد. ما انسان‌ها در موارد زیادی از جمله عواطف و احساسات با یکدیگر مشترکیم و برای همین خودشناسی در کارآفرینی ، کلید رهبری اثربخش است.
  • رهبری که به خودشناسی رسیده است، زیردستان خود را تشویق به شناخت خودشان می‌کند. هر چه خودشناسی در میان کارکنان افزایش پیدا کند، عملکرد آنان بهتر خواهد شد.
  • اعتمادبه‌نفس حاصل از خودشناسی به مدیر توانایی راحت «نه» گفتن را اضافه می‌کند. این توانایی نه‌تنها در کسب و کار، بلکه در ابعاد مختلف زندگی به کار خواهد آمد
خودشناسی در انتخاب شغل چیست و چه اهمیتی دارد؟

راه رسیدن به خودشناسی چیست؟

حالا که اهمیت خودشناسی و تاثیر آن روی آینده شغلی را درک کردید، بیایید راهکارهای رسیدن به آن را بررسی کنیم. به‌طورکلی، بالا بردن دانش در این 6 زمینه شما را به خودشناسی نزدیک و نزدیک‌تر خواهد کرد.

  • اهداف:«چه چیزی از زندگی می‌خواهم؟ چه سبکی از زندگی را می‌خواهم؟ به دست آوردن چه چیزهایی من را هیجان‌زده می‌کند؟ چه تغییری دوست دارم در دنیا ایجاد کنم؟» این‌ها سوالاتی است که با تفکر در آن‌ها می‌توانید اهداف خود را مشخص کنید. توجه داشته باشید که اهداف باید مشخص، قابل‌اندازه‌گیری، قابل دسترسی (ممکن)، مرتبط با داشته‌ها، زمان‌دار و قابل ارزیابی باشند. برای مثال «تبدیل کردن دنیا به جای بهتری برای زندگی» یک هدف کلی است و باعث سردرگمی بیشتر می‌شود. اهداف کلی همان آرمانها هستند که باید به اهداف کوچکتر تبدیل شوند. در راستای همین «تبدیل دنیا به جای بهتری برای زندگی» می‌توان اهدافی مثل «تحصیل در رشته جامعه‌شناسی» و «فعالیت فرهنگی در نشریات» را تعیین کرد. این دو هدف جزئی، مشخص، قابل ارزیابی و زمان‌دار بوده و فعالیت‌ها را جهت‌دهی می‌کنند.
  • استعدادها: هر فردی در یک سری زمینه‌ها بدون تلاش ویژه از دیگران جلوتر است. این استعدادها معمولا تا سنین نوجوانی در فرد ظهور پیدا کرده و در طول زمان تغییر نمی‌کنند. در واقع شما نمی‌توانید استعدادی را در خود ایجاد کنید. بلکه می‌توانید استعداد خود را پیدا کرده و به تقویت خود در آن زمینه بپردازید. استعداد هیچ‌وقت جایگزین تلاش نمی‌شود و کشف آن تنها نقطه شروع موفقیت است. یافتن استعداد به شما جهت می‌دهد که در چه دوره‌هایی شرکت کنید، چه رشته‌ای را انتخاب کنید یا در چه شغل‌هایی کارآموز شوید.
  • علایق: گاهی از استعدادهای فرد با عنوان علایق فردی یاد می‌شود. در اینجا منظور ما از علایق چیز دیگری است. علایق یعنی چیزهایی که در شما انگیزه ایجاد می‌کنند. برای مثال ممکن است شما در هنگام کار تیمی انگیزه بیشتری داشته باشید یا با رقابت به هیجان بیایید.
  • تیپ شخصیتی:رفتار شما در شرایط مختلف تا حدود زیادی تابع تیپ شخصیتی شما است. شناخت دقیق از تیپ شخصیتی به شما کمک می‌کند رفتار خود را پیش‌بینی کنید و خود را در موقعیت‌های مناسب قرار دهید. درون‌گرا یا برون‌گرا بودن، حساسیت به موضوعاتی خاص، نیاز به استقلال، خودکنترل‌گر بودن و فکر باز برای تغییر نمونه‌هایی از تیپ‌های شخصیتی هستند که هر کدام با محیط‌های خاصی سازگار می‌شوند. انتخاب محیطی که کمترین تعارض را با شخصیت شما داشته باشد بدون شک باعث بالا رفتن کارایی از طریق تعامل بهتر خواهد شد.
  • ارزشها: چیزهایی که در زندگی برای شما اولویت دارد (خانواده، استقلال عمل، دستاوردهای بزرگ یا …) ، همان ارزش‌های شما را تشکیل می‌دهند. اگر محیط کاری شما با ارزش‌هایتان سازگار نباشد، مدام عذاب خواهید کشید و کم‌کم انگیزه‌های خود را از دست می‌دهید.

خودشناسی یعنی دیدن باطن خود و روبرو شدن با حقایق وجودی. اینکه چه توانایی‌هایی داریم، در چه شرایطی انگیزه پیدا می‌کنیم و چه چیزهایی برای ما در زندگی اولویت دارند، همگی بخشی از خودشناسی را تشکیل می‌دهند. زمانی که خودآگاهی ما به حدی بالا برود که به خودشناسی برسیم، زندگی هدف‌مندتر پیش خواهد رفت و در نتیجه انگیزه و اعتماد‌به‌نفس ما بیشتر خواهد شد. رسیدن به خودشناسی در کارآفرینی و در انتخاب شغل چه برای کارآفرین و مدیر و چه برای کارکنان شرکت اثربخش خواهد بود و باعث بهبود عملکرد می‌شود.

درسنامه بعدی درسنامه قبلی

دیدگاهتان را بنویسید