زمان مطالعه: 10 دقیقه

sourcelogo
همه‌چیز درباره کوچینگ یا مربیگری

انسان همیشه برای رسیدن به اهداف خود نیازمند کسی است که راه را به او نشان دهد. برای همین است که جایگاه بالایی برای معلم و مربی در فرهنگ‌های مختلف وجود دارد. مربی به شما کمک می‌کند با انجام منظم یک سری کار و قرار گرفتن در یک نقش مناسب، پتانسیل خود را آشکار کرده و استعدادهای خود را شکوفا کنید. در این مقاله قصد داریم به این سوال پاسخ دهیم که کوچینگ چیست؟ ما همراه باشید.

آیا کوچینگ همان مربیگری است؟

Coaching مترادف انگلیسی واژه مربیگری است. فدراسیون بین‌المللی مربیگری این مفهوم را اینگونه معرفی می‌کند: «مربیگری یعنی همکاری با افراد در دامن زدن به تفکر و خلاقیت در راستای الهام‌بخشی برای حداکثر کردن پتانسیل شخصی و حرفه‌ای»با بیانی ساده‌تر می‌توان گفت مربیگری یا کوچینگ کمک به افراد در راستای توسعه فردی با بیدار کردن تفکر و خلاقیت آن‌ها است. کوچینگ یا مربیگری یکی از رایج‌ترین مشاغل در دنیای امروز به حساب می‌آید. در واقع مردم ترجیح می‌دهند برای دست‌یابی به ابعاد مختلف توسعه فردی (سلامتی بیشتر، تناسب اندام بهتر، مهارت بالاتر و…)، از یک کوچ یا مربی استفاده کنند. کوچینگ یک روش رهبری سازمانی هم به حساب می‌آید. رهبر مربی (Coaching Leader) کسی است که با الهام‌بخشی و آموزش مهارت به تیم خود، آن‌ها را به توسعه فردی می‌رساند و از این طریق به دنبال توسعه تیم است.

کوچ کیست؟ آیا هرکسی می‌تواند کوچ باشد؟

کوچ یا مربی کسی است که به شما کمک می‌کند پتانسیل خود را به مرحله عمل آورده و بالقوه را بالفعل کنید. در بیشتر فرهنگ‌ها واژه مربی با مدیریت و رهبری یک تیم ورزشی گره خورده است.

رهبر مربی کسی است که با تمرین دادن افراد در راستای مهارت‌های لازم و قرار دادن آن‌ها در موقعیت‌های مناسب سازمانی، سعی در استخراج حداکثری از پتانسیل‌های آنان دارد.

رساندن کارکنان به مهارت‌های پیشرفته باعث می‌شود آن‌ها عملکرد و واکنش‌های بهتری داشته باشند و قرار دادن آن‌ها در موقعیت‌های مناسب به آن‌ها کمک می‌کند بهترین بهره را مهارت‌های خود برده و در نتیجه بهترین بازدهی را برای تیم خود داشته باشند.

تاثیر کوچینگ بر توسعه فردی

کوچینگ می‌تواند یک فرد را در مسیر تسلط به یک مهارت خاص و دست‌یابی به یک هدف مشخص پیش ببرد. بدیهی است که بهره بردن از وجود یک مربی خوب تنها 50 درصد ماجرا است و رسیدن به هدف در واقع به تلاش و اراده خود فرد بستگی دارد. البته مربی می‌تواند با استفاده از تکنیک‌های انگیزشی و استفاده از محرک‌های مناسب، انگیزه و در نتیجه تلاش فرد را در سطح بالایی نگه‌دارد.

شیوه و روش‌های کوچینگ

ما در این مطلب تمرکز ویژه‌ای روی توسعه فردی اعضای تیم کسب و کار داریم. همانطور که گفتیم کوچینگ یک روش مدیریت سازمان است که در آن رهبر سازمان به یک رهبر مربی تبدیل شده و در کنار الهام‌بخشی و توانمندسازی، روی اعتمادبه‌نفس کارکنان خود کار می‌کند. مربیگری یا کوچینگ سازمانی انواعی دارد که در ادامه به بررسی آن‌ها می‌پردازیم:

مربیگری دموکراتیک

در این شیوه، رهبر به اعضای تیم خود آزادی کافی را بخشیده و به آن‌ها برای انجام مسئولیت‌های مختلف اعتماد می‌کند. مربیگری دموکراتیک به این معنا است که رهبر یا مدیر فقط زمانی به کارکنان کمک می‌کند که به آن کمک نیاز داشته باشند. استفاده از این روش مناسب سازمان‌هایی است که اعضای آن از حداقل‌های لازم برخوردار بوده و توانایی تصمیم‌گیری داشته باشند. مربیگری دموکراتیک باعث تقویت اعتماد به نفس و توانایی تصمیم‌گیری (Decision-Making) در اعضای تیم خواهد شد.

مربیگری اقتدارگرا

در این روش مدیر یا رهبر همه‌کاره است و کارکنان تنها به دستورات او عمل می‌کنند. رهبر مربی زمانی اقتدارگرا است که در کنار ارائه آموزش‌های لازم، تمام چارچوب‌های عملیاتی و استراتژیک را مشخص کند و کارکنان خود را تنها در نقش اجراکننده دستورات ببیند. این روش زمانی اثربخش خواهد بود که مربی از سطح بالای دانش، مهارت و تجربه برخوردار باشد و کارکنان از او حرف‌شنوی داشته باشند. مهم‌ترین نقطه قوت مربیگری اقتدارگرا نظم بوده و مهم‌ترین نقطه ضعف آن از بین بردن اعتمادبه‌نفس تصمیم‌گیری در کارکنان است.

مربیگری کل‌نگر (سیستمی)

دیدگاه کل نگر یا سیستمی، سازمان را مجموعه‌ای از اجزای مرتبط در نظر می‌گیرد و هر عضو را در جایگاه خود مهم می‌داند. در این روش، مدیر یا رهبر مربی به اعضای تیم نشان می‌دهد که هر کدام چه اهمیتی برای عملکرد کلی مجموعه داشته و چه نقشی را در آن ایفا می‌کنند. هدف از این کار بالا بردن اعتماد‌به‌نفس، عزت نفس و انگیزه‌های هر فرد برای یادگیری بهتر و نقش‌آفرینی قدرتمندتر در فعالیت‌های تیمی است.

مربیگری استبدادی

در این روش گفتگو بین مربی و اعضای تیم با دستور دادن جایگزین می‌شود. رهبر مربی در روش استبدادی با سپردن وظایف به افراد سعی در پرورش و توانمندسازی آن‌ها دارد. این روش زمانی اثربخش خواهد بود که مدیر، رهبر و مربی از تمام جنبه‌های کار آگاه بوده و تمام روش‌های درست انجام کار را بداند. باید توجه داشت که با استفاده از این روش، دیگر نمی‌توان از اعضای تیم انتظار اعتماد‌به‌نفس بالا و تصمیم‌گیری در شرایط بحرانی را داشت. در عوض کارکنانی که تحت این روش تربیت می‌شوند، نظم و تعهد بسیار بالایی برای تحقق اهداف سازمانی خواهند داشت.

مربیگری برمبنای چشم‌انداز

این روش زمانی استفاده می‌شود که کارکنان توانمندی در تیم حضور داشته باشند و تعهد و نظم آن‌ها به مقدار کافی باشد. در مربیگری برمبنای چشم‌انداز، رهبر تنها چشم‌اندازها و جهت‌دهی‌های استراتژیک را به فرد نشان داده و برای رسیدن به آن‌ها با او وارد همکاری می‌شود. برای اجرای اثربخش این روش باید تیم از کسانی تشکیل شود که انگیزش آن‌ها درونی است. چرا که در این روش نظام دستوردهی و دستورگیری به شکل سابق وجود نداشته و ساختار سازمانی تخت خواهد بود.

ابزارهای کوچینگ

یک مدیر برای تبدیل شدن به یک مربی خوب باید به یک سری تکنیک و ابزار کوچینگ تسلط پیدا کند. ابزارهای کوچینگ عبارتند از:

  • خوب شنیدن: شاید تعجب‌آور باشد اما خوب شنیدن یکی از مهم‌ترین و کاربردی‌ترین ابزارهای کوچینگ است. زمانی که رهبر یا مربی بتواند صدای زیردستان و شاگردان خود را بهتر بشنود، قادر خواهد بود نیازها، دغدغه‌ها و مشکلات آنان را بهتر درک کرده و در نتیجه بهتر با آن‌ها ارتباط بگیرد. از طرف دیگر زیردستان زمانی که حس شنیده شدن را از طرف رهبر خود می‌گیرند، با اعتماد‌به‌نفس بالاتری به فعالیت خواهند پرداخت
  • خوب پرسیدن: سوال پرسیدن شاید در ظاهر کار سختی نباشد اما مهارتی است که یک مدیر خوب را به یک مدیر فوق‌العاده تبدیل می‌کند. خوب پرسیدن به این معنا است که با کمترین کلمات و بدون کوچک‌ترین سوء‌تفاهمی، اطلاعات فرد را در مورد موضوعی خاص مورد سنجی قرار دهیم.
  • همکاری: گاهی مدیر نیاز دارد با کمک به یکی از اعضای تیم برای حل یک مسئله به او آموزش‌های لازم را ارائه دهد. مدر باید بتواند همکار خوبی برای تمام زیردستان خود باشد.
  • مدیریت زمان: روبرویی با محدودیت زمان یکی از چالش‌های همیشگی انسان است. این مسئله در کسب‌وکارها شدت بیشتری پیدا می‌کند.
  • هوش احساسی: هوش احساسی (EQ) به توانایی فهمیدن احساسات دیگران اشاره دارد. هوش احساسی یکی از مهم‌ترین ابزارهای کوچینگ است چرا که به مربی کمک می‌کند در هر لحظه لحن خود را با توجه به مخاطب تنظیم کند و بیشترین تاثیرگذاری را داشته باشد.
  • مهارت های ارتباطی: بدیهی است تا زمانی که نتوانید با دیگران ارتباط بگیرید، قادر نخواهید بود به آن‌ها چیزی اضافه کنید. به عبارت دیگر کوچینگ موفق در گرو برخورداری از حداقل‌ها در زمینه مهارت‌های ارتباطی است.

چطور یک مربی یا کوچ خوب برای تیم استفاده کنیم

انتخاب یک مربی یا کوچ خوب برای تیم نیازمند انجام بررسی‌های ویژه روی شرایط و نیازهای منحصربه‌فرد آن تیم و توانایی‌های مربی است.

هر سازمان با توجه به شرایط، ارزش‌ها و اهداف خود و ویژگی‌های کارکنانش نیاز به یک روش خاص مربیگری دارد. همانطور که بالاتر گفتیم، هر کدام از روش‌های مربیگری سازمانی در انواع خاصی از سازمان اثربخش خواهند بود. انتخاب این روش به عهده مربی بوده و هر چه تجربه مربی بیشتر باشد، این انتخاب با خطای کمتری انجام می‌شود.

پس از بررسی شرایط و نیازهای سازمان، نوبت به سنجش توانایی‌های مربی می‌رسد. در این مرحله کسی که مسئول انتخاب مربی است باید گزینه‌های موجود را از نظر برخورداری از تجربه و مهارت کافی بسنجد. برای این کار می‌توان از روش‌هایی مثل بررسی رزومه، بررسی توصیه‌نامه‌ها و دعوت به مصاحبه استفاده کرد. همچنین می‌توان مربی را برای مدتی به صورت آزمایشی وارد فعالیت‌های سازمان کرد و توانایی او را به صورت عملی سنجید.

نمونه‌هایی از اثرات مثبت کوچینگ و مربی روی تیم

شاید یکی از بهترین و مشهورترین نمونه‌های کوچینگ یا کوچ موفق را بتوان ماهاتما گاندی نامید. او توانسته بود با ایجاد انگیزه در مردم و ایمان به خود، ملت بزرگی را توانمند کند.

او رهبر بزرگی بود چون نه تنها پیروان خود بلکه رهبران بزرگ دیگری را هم برای کشور هند آفرید. رهبرانی که تحت مربیگری او بعدها به رهبری در هند پرداختند و بنیان بزرگترین دموکراسی در جهان را بنا کردند.

رهبران برجسته دیگری هم همچون مارک زاکربرگ مدیر فیس بوک و استیو جابز مدیر و موسس اپل هم نمونه‌های جدیدی از مربیان و کوچ‌های موفق هستند.

استیو جابز نمونه یک مربی نمونه برای کسب‌وکارهاست. در واقع می‌توان گفت اگر او فقط به رهبری تیم خود می‌پرداخت و به اهمیت نوآوری و آموزش آن در همکارانش فکر نکرده بود شاید الان ما هیچ‌کدام از گوشی‌های هوشمند، تبلت، رایانه یا نوآوری‌های دیگر را نداشتیم. او در کوچینگ خود در اپل به قدری موفق بود که راه او بعد از حضورش هم در اپل همچنان ادامه دارد.

جابز یک نابغه و یک رهبر سرسخت بود که در نوع خود یک مربی عالی هم شد که برای خلاقیت و خلاق بودن عشق بزرگی در تک تک افراد تیمش تزریق کرد.

کوچینگ یا مربیگری بر اساس تعریف فدراسیون بین‌المللی مربیگری عبارت است از «همکاری با افراد در دامن زدن به تفکر و خلاقیت در راستای الهام‌بخشی برای حداکثر کردن پتانسیل شخصی و حرفه‌ای». در واقع مربی کسی است که در کنار فرد قرار گرفته و او را برای رسیدن به توسعه فردی در راستای استعدادهای خود راهنمایی می‌کند. البته باید دقت داشت که مفهوم کوچینگ با منتورینگ، تدریس یا مشاوره اشتباه نشود. چرا که تفاوت‌های ریز و درشت بسیاری بین این مفاهیم وجود دارد. در این مقاله سعی کردیم به این سوال پاسخ دهیم که کوچینگ چیست؟ همچنین سعی کردیم ابزارهای کوچینگ و انواع آن را به شما معرفی کنیم.

درسنامه بعدی درسنامه قبلی

دیدگاهتان را بنویسید