منتورها و اساتید

ارزیابی ایده‌ چیست و چرا تشخیص ایده‌های کارآمد اهمیت دارد؟

اعتبارسنجی ایده

تمام کسب‌وکارهای بزرگ دنیا از یک ایده شروع شده‌اند، اما آیا تمام ایده‌ها پتانسیل تبدیل شدن به یک موفقیت بزرگ را دارند؟ این سوال را نمی‌توان به‌ سادگی پاسخ داد. چرا که بسیاری از عوامل موثر بر ایده از کنترل ایده‌پرداز خارج خواهند بود. علم کارآفرینی برای جواب این سوال، ایده را از سه جهت بررسی می‌کند. این سه جهت عبارتند از امکان‌پذیری، مطلوبیت و قابلیت دوام. در حقیقت ایده‌ خوب ایده‌ای است که از لحاظ منطقی قابل اجرا باشد، رفع یک مشکل یا نیاز خاص را هدف گرفته باشد و بتواند همراه با سوددهی آن نیاز را ارضا کند. زمانی که این بررسی‌ها با موفقیت انجام شود، می‌توان گفت ایده ارزش سرمایه‌گذاری را دارد. در ادامه شاخص های اعتبارسنجی ایده را به صورت جزیی بررسی می‌کنیم که جزئی از آموزش کارآفرینی است. از طرفی از قبل باید بدانید ایده چیست و چه هدفی دارد.

چرا اعتبارسنجی ایده اهمیت دارد؟

بسیاری از مردم فکر می‌کنند ایده تنها یک فکر بکر است. ایده‌پردازان بزرگ اما نگاه دقیق‌تری به این پدیده دارند. ایده‌ها در واقع سناریو‌های خلاقانه‌ای برای حل یک مسئله در کنار تولید ارزش افزوده و ایجاد یک چرخه‌ سالم اقتصادی محسوب می‌شوند. هر فردی برای اجرای ایده در دنیای امروز نیازمند جمع کردن گروهی از متخصصان و جذب سرمایه‌گذار خواهد بود. یعنی ایده‌پرداز جدا از ارائه‌ راه‌حلی خلاقانه برای حل یک مشکل، باید دیگران را نیز در مورد اثربخش بودن ایده‌ خود قانع کند. اگر ایده‌ خام (بدون ارزیابی) وارد چرخه‌ عمل شود، شانس موفقیت آن بسیار پایین خواهد بود.

زمان اجرای ایده، زمان روبه‌رو شدن با مجموعه‌ای از عوامل خارج از کنترل و پویا است. تا زمانی که ایده را از نظر روبه‌رو شدن با پدیده‌های احتمالی بررسی نکرده‌ایم، آن ایده خام و غیراجرایی به حساب می‌آید. بسیاری از ایده‌ها نیز در مسیر ارزیابی دست‌خوش تغییر می‌شوند. این تغییرات در راستای آمادگی برای مواجه شدن با خطاهای احتمالی و چالش‌های پیش رو است.

ارزیابی ایده با توجه به شرایط اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی بازار هدف صورت می‌گیرد. به‌طورکلی از طریق ارزیابی می‌فهمیم در اکوسیستم حاضر چقدر امکان موفقیت داریم و این موفقیت از چه کانال‌هایی برای ما قابل دسترسی خواهد بود.

شاخص های ارزیابی ایده کدام است؟

۱. مطلوبیت

ایده‌ها در واقع راه‌حل‌هایی برای مشکلات و مسائل موجود هستند. زمانی یک راه‌حل امتیاز بالاتری از لحاظ مطلوبیت دریافت می‌کند که نیاز مشتری را بهتر و کامل‌تر رفع کند. برای اعتبارسنجی ایده از نظر مطلوبیت باید خود را جای مشتری هدف گذاشته و از دید او کالا یا خدمت خود را ببینید. این کالا یا خدمت چه نیازی را از او رفع می‌کند؟ آیا داشتن این کالا یا خدمت برای او ضروری و جالب است؟ با پاسخ به این سوالات خواهیم فهمید که راه‌حل ارائه شده توسط ما تا چه حد برای مشتری «مطلوب» خواهد بود.

اگر نتیجه‌ کار، حل یک مسئله و مسائل حاشیه‌ای (چالش‌های مشتری در ارتباط با مسئله‌ اصلی) آن را دربرمی‌گیرد، این یعنی ایده‌ ما آزمایش مطلوبیت را با موفقیت پشت سر گذاشته است. اما اگر نقاط تاریکی وجود دارد، ایده‌ ما نیازمند جامعیت بیشتری خواهد بود. برای مثال چالش کسانی که نیاز به خودروهای الکتریکی را احساس می‌کنند، آلودگی محیط زیست توسط ماشین‌های بنزینی است. تسلا این نیاز را ارضا کرد. اما پس از آن متوجه شد که قشر دیگری قابلیت پرداخت هزینه‌ خرید ماشین‌های تسلا را ندارد. پس دست به تولید مدل‌های ارزان‌تر زد. با این کار مطلوبیت ایده بهبود پیدا کرد. دقت داشته باشید شاخص‌ها در کارآفرینی به هیچ وجه قطعی نبوده و همواره قابلیت بهبود  دارند.

۲. امکان‌پذیری

فرض کنید راه‌حل خوبی برای یک مسئله پیدا کرده‌اید و این راه‌حل آزمون مطلوبیت را با امتیاز خوبی پشت سر گذاشته است. آیا رساندن این ایده به مرحله تولید در شرایط کنونی اقتصاد ممکن است؟ آیا نقطه قوت‌های موجود بر نقطه ضعف‌ها غالب است؟ آیا امکان بهره‌برداری از فرصت‌های محیطی در عین جلوگیری از افتادن در دام تهدیدات وجود دارد؟ مطالعه‌ امکان‌پذیری، نگاهی درونی به ساختار ایده و محل پیاده‌سازی آن دارد. ممکن است ایده‌ مورد نظر برای راه‌اندازی یک کسب‌وکار تازه یا توسعه‌ کسب‌وکار موجود باشد. در هر دو صورت نقاط قوت و ضعف درونی در کنار فرصت‌ها و تهدید‌های بیرونی مورد بررسی قرار گرفته و امکان‌پذیر بودن راه‌حل ارائه شده بررسی می‌شود.

قبل‌تر اشاره شد که ایده یک سناریو برای حل مسئله‌ای خاص است. بررسی امکان‌پذیری ایده به ما می‌گوید که این سناریو در شرایط کنونی محیط و بازار تا چه حد واقع‌گرایانه است.

۳. قابلیت دوام

در نهایت راه‌حل ارائه شده باید بتواند چرخ‌های کسب‌وکاری تازه یا موجود را به حرکت درآورد. این حرکت توسط خلق ارزش و انجام تبادل با مشتری اتفاق می‌افتد. در این مرحله ایده را از نگاه اقتصادی بررسی می‌کنیم. آیا این راه‌حل توجیه اقتصادی دارد؟ آیا می‌توان برای بلندمدت روی سوددهی آن حساب باز کرد؟ استفاده از صورت‌های مالی و تعیین هزینه‌های اولیه‌ راه‌اندازی ایده (یا کسب‌وکار) در این مرحله بسیار کاربردی خواهد بود. برای جلوگیری از غافلگیری، مرسوم است که به هزینه‌های به دست آمده 10 درصد افزوده می‌شود. اضافه کردن این 10 درصد برای جلوگیری از عدم آمادگی در برابر هزینه‌های غیر منتظره است.

همه‌ ما در طول روز و برای حل مشکلاتمان به ایده‌پردازی روی می‌آوریم(پس بهتر است روش‌های ایده‌پردازی را بشناسید). گاهی هم ممکن است ایده‌ یک کسب‌وکار یا محصولی جدید به ذهنمان خطور کند. باید بدانیم که این ایده فقط یک ایده‌ خام بوده و نیازمند بررسی‌های دقیق است. چرا که با محیطی پیچیده و پویا روبه‌رو هستیم و عوامل زیادی بر عملی شدن ایده در آن تاثیرگذار خواهند بود. علم کارآفرینی برای سنجش ایده‌های کارآمد از شاخص های اعتبارسنجی ایده صحبت می‌کند. با توجه به این شاخص‌ها، ایده اگر قابل اجرا در شرایط و محیط فعلی باشد، نیاز مشخصی را رفع کرده و در بلندمدت سودآور باشد، ایده‌ خوبی است و قابل اجرا خواهد بود. در غیر این صورت باید همچنان روی جزییات راه‌حل خود کار کنید. این شاخصه‌ها کیفی بوده و به هیچ وجه جواب مطلقی ندارند؛ بلکه صرفا بررسی‌هایی هستند که افق دید ایده‌پرداز را نسبت به ایده‌ خود، شرایط محیطی و مشتری هدف وسیع‌تر می‌کنند.

دیدگاهتان را بنویسید